تبلیغات
آموزشی- فرهنگی - علمی - پژوهش چیست ؟
آموزشی- فرهنگی - علمی
همراه ما باشید

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پژوهش چیست ؟

پژوهش  در هر عرصه ای می تواند در موفقیت ایده و طرح مورد نظر کار ساز باشد...

پژوهش  در هر عرصه ای می تواند در موفقیت ایده و طرح مورد نظر کار ساز باشد.
اما متاسفانه پژوهش  در حوزه فرهنگ نقش کاربردی ندارد و برخی از مدیران و مسوولا ن کشور به بخش پژوهش  نگاه تشریفاتی دارند.
آنچه می خوانید حاصل گفت وگوی ما با حسن بنیانیان رئیس حوزه هنری است که همزمان با هفته پژوهش صورت گرفته است.
تعریف شما به عنوان رئیس حوزه هنری از پژوهش  چیست؟
پژوهش به این معناست که افراد با بهره گیری از علم، مساله هایشان را کشف کرده ومساله درستی را تعریف کنند یا با بهره گیری از علم برای این مساله روش ها و راه حل هایی را پیدا کنند و بر کار خود نظارت کنند و این زمانی صورت می گیرد که علم جنبه کاربردی داشته باشد.
ما نوع دیگری از پژوهش  را داریم که برای کشف علم است و برای پیدا کردن پاسخ سوال هایی بوده که در ذهن افراد خلا ق ایجاد می شود.
ساختارهای پژوهش  در کشور ما چه مواردی است؟
اگر نگرشی سیستمی داشته باشیم در پاسخ به این سوال که برای توسعه پژوهش  چه کار کنیم و چه مواردی در کلیه پیشرفت کشور پیش میآید برای توسعه پژوهش  است، متاسفانه سیستم های نظارتی ما علمی نیست تا مصرف کنندگان علم تحت فشار پارلمانی قرار بگیرند و برای استفاده از علم و تصمیم گیری هایشان کاربرد داشته باشند، بنابراین اولین مشکل ما در نظام های ارزش یابی مدیریتی ساختارهای مختلف کشور است.
پس از این که سیستم های نظارتی ارزیابی تایید و نقطه ضعف هایشان به صورت علمی تعیین شد، طبیعتا باید منجر به تقاضا برای پارلمان پژوهشگر و پاسخ به سوالا ت شود. اگر این تقاضاها شکل بگیرد، مشکل دوم خود را نشان می دهد که ما به اندازه کافی به عرصه های مختلف قانع نمی شویم که مسائل جامعه را بشناسد و به اندازه کفایت در بخش های مختلف نداریم پس کمبود محققینی است که بتواند پاسخگوی نیازهای پژوهشی کار در حوزه کشور باشد.
اگر ما بخواهیم تحول علمی برون دنیا را شناسایی کنیم قاعده ای از علم کاربردی فعال می شود یعنی تحقیقات تخصصی در کشور صورت می گیرد و از میان محققین کاربردی، متن های جدیدی که راضی  به کاربردی نمی شود و می خواهند علم را کشف کنند با نشاط در آن عرصه کار می کنند در غیر این صورت اگر آن قاعده در کشور شکل نگیرد، این ها پس از شناسایی از کشور خارج می شوند و این خارج شدن یا به صورت فیزیکی یا خروج علم هایشانبه خارج از کشور است. آنها از امکانات استفاده می کنند اما علم شان زمینه ساز توسعه کشورهای توسعه یافته می شود.
این ساخت فردی ما ساختار عمومی مدیریتی است که روابط اجتماعی به شکلی تعریف می شود که مدیران عالم تر موفق تر معرفی شوند و در یک ساختار اجتماعی مدیرانی که بهتر می توانند مدیریت را درک کنند موفق تر می شوند.
در واقع تا زمانی که ساختارهای فرهنگی به نحو عوام فریبانه است تولید علم توسعه پیدا نمی کند، که البته درمان این کار سیستم های نظارتی مستقل یا توسعه آزادی در جامعه است. در حال حاضر یکی از مشکلا ت جدی کشورمان زیرساخت فرهنگی است که در سطح عمومی جامعه بوده که رشد پیدا نکرده است.
متاسفانه هنوز انتقادات و نقادی های عالمانه در کشور نهادینه نشده تا آن نقادینه های عالمانه به توسعه علم تبدیل شود.
یک مجله علمی را مقایسه کنید که تعداد زیادی از متخصصین تعلیم و تربیت بدون ترس از هر گونه محدودیت اجتماعی، ماهانه مبتنی بر مطالعات، آمار و تحقیقات میدانی، نقاط ضعف و قوت وزارت آموزش و پرورش را در آن مجله می نویسند، با این که نویسنده ای در یکی از روزنامه ها نقد بنویسد و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش هم پاسخ نقد را بدهد که ما الا ن نوع دوم را عمل می کنیم چون مفهوم امر به معروف و نهی از منکر که در دین اسلا م هم به آن تاکید شده است، در تعلیم و تربیت به یک وظیفه شرعی، ملی و انسانی تبدیل نشده است که در بخشی از دین به جامعه نقد عالمانه است (نقاط قوت و ضعف) و بستگی دارد به این که مسوولی بیش از اندازه تحت فشار روانی قرار می گیرد یا بیش از اندازه مورد تمجید و تشویق در بستر مسائل سیاسی جامعه نه در بستر علمی جامعه قرار می گیرد.
زمانی که موتور محرک توسعه تعامل بسیار نزدیکی بین دانشگاه ها و دستگاه های اجرایی ما تعریف شده است و موضوعاتی که در رشته علوم تربیتی بحث می شود از مسائل روز جامعه باشد که در آموزش و پرورش مطرح شود که متاسفانه بحث های 50 سال پیش اروپاست که تکرار می شود.
بستر سوم کار وقتی است که اصلا حات انجام شده و شروع مساله ها را مدیران اجرایی و پاسخگویی در جامعه فرهیخته و عالم ما اگر قوانینی مانع از تخصیص منابع است باید این قوانین اصلا ح شود، خطرناک ترین حالت این است که چون پول نفت داریم،  برنامه ریزی که دولت 30 درصد از درآمد را به حوزه پژوهش اختصاص دهد و کار از بالا  به پایین شروع شود، این وضعیت در حوزه تحقیقات بسیار خطرناک است.
در بحث تحقیقات در مسائل فرهنگی مشکل اول ما پول نبوده بلکه مشکل ثانویه ما پول است و اگر مشکلا ت رفع شود مشکل کمبود منابع شروع می شود، اما اگر از پول شروع کردیم مشکلا ت اساسی همچنان مخفی می ماند و جو کاذبی از پژوهش و تحقیق و فعالیت های فرهنگی کشور باقی می ماند تا توسعه محصول واقعی در حوزه فرهنگ و تحقیقات شکل بگیرد.
حوزه هایی که اصل تحول مربوط به مغز آدم هاست نقطه شروع آن پول نیست.
شاخص های پژوهش در هنر تعریف شده است؟
پژوهش را باید در حوزه فرهنگ سراغ گرفت. مدیریت در حوزه پژوهش یک مدیریت سنتی است که اساسا به مرحله بلوغ فکری برای تصمیم گیری نرسیده است.
متاسفانه مربیان و هنرمندان ما به نقاط قوت و ضعف خود پی نمی برند و فعالیتی را انجام می دهند و از مدیران بالادستی خود انتظار منابع دارند، آن منابع وقتی معرفی نمی شود هیچ کس پاسخ علمی به کسی نمی دهد که از مصرف این منابع در فرهنگ روی مخاطب اصلی چه اتفاقی افتاد به همین دلیل نمی توان یک پژوهشگری شناسایی کرد که در یک تحقیق رفته و با مخاطب خود ارزیابی عالمانه کرده و در کنفرانسی ارائه کرده. همه بحث ها نظری است. کسی می نشیند تعریف می کند و شما در ارزیابی ها 180 درجه اختلاف نظرخواهید داشت.
در واقع هنوز مدیران در عرصه فرهنگ، زیر مرحله تقاضا آفرینی برای پژوهش هستند و طبیعتا پژوهش، هنر انتقال مفاهیم از کتابی به کتابی دیگر و نوشتن ادبیات جدیدی است چون باید کارفرما در عرصه ای که مصرف کننده بخش خصوصی است و کارفرما دولت باشد و استانداردی را تعریف کند تا شما به دنبال علم و تکنولوژی جدیدی باشید. در عرصه فرهنگ دنبال آن نیستیم که در عرضه تحولی را ایجاد کنیم.
کسی می تواند ناظر باشد که تجربه مدیران را داشته باشد و مبانی نظری علمی را خوانده باشد اما سلسله مراتبی که در سیستم های نظارتی جامعه تعریف می شوند همه جوانان کم تجربه هستند و مبانی نظری علمی را نخوانده اند و بسیاری از مبانی نظری علمی در حوزه فرهنگ ربطی به جامعه ندارد و مبانی را زیر سوال می برد. در کلیت کشور ساختارهای رقابتی مشکل دارند و این موضوع در حوزه فرهنگ عمیق و گسترده است.
دانشگاه ها در دستگاه های فرهنگی تعامل و رفت و آمدی نداشته و قوه مجریه چندان کاری به فرهنگ ندارد و امروز اگر ایده ای ببری و از دولت پول بگیری از جهت  انطباق با افراد سیاسی مورد ارزیابی قرار می گیرد نه از جهت این که ایده شما در فرهنگ اثر گذار است یا نیست، زیرا اگر اثرگذار باشد پاسخ نمی گیری.
امروزه سیستم نظارتی وجود ندارد و حوزه هنری در مقایسه با سایر سازمان ها چه میزان زمان برای فعالیت های فرهنگی صرف کرده است؟ شاید 16/5 درصد. باید براساس این میزان آمار پژوهش و تحقیق برای سال آینده برنامه ریزی کنیم.
متاسفانه نگاه پژوهش در کشور ما نگاهی غرب زده شده است زیرا در این تصور هستیم چون آنها پژوهش می کنند پس ما می خواهیم پژوهش کنیم.
یکی از موارد درآمدهای نفتی است، اگر ما کشور را با مالیات اداره کنیم خیلی زود متوجه می شویم که باید بخش خصوص را فعال کرده و ارزش افزوده را ایجاد کنیم و برای داشتن بخش خصوصی باید قانون کار مناسبی داشته باشیم. آموزش و اصلا ح فرهنگ عمومی جامعه از دیگر موارد مذکور است.
آموزش در توسعه علم و اصلا ح روابط جامعه نشینی از فرهنگ، اصلا ح قوانین است. مشکل آموزشی کارگران بیشتر خودنمایی می کند تا مشکل فرهنگی  کارگران.
مشکلا ت ریشه ای است که هنوز پژوهش در هنر به معنای واقعی راه نیفتاده است.
اگر توجهی به کتابخانه های کشور داشته باشیم، می بینیم آمار تقاضا برای کتاب های آموزشی و کنکور بیشتر است تا کتاب های دیگر. در واقع درصد کمی از کتاب های پژوهشی متقاضی دارد.
در حال حاضر تعداد زیادی هنرمند هستند که کتاب می خوانند و تنها به مدرک فکر می کنند و الا ن هنرمندان ما رغبت نمی کنند که برای نوشتن فیلمنامه کتاب بخوانند.
تفاوت شاخص های پژوهش در ایران نسبت به سایر کشورها به چه صورت است؟
کشوری که آرمان های متفاوتی را برای اداره کشور تعریف کرده و مدعی تمدن جدیدی است این خودش شاخص تولید می کند در غیر این صورت همان منابع نفتی ما را می رساند که مقاله تولید کنیم که آن مقاله زمینه ساز شناسایی مسائل داخل کشور است.
محقق هیچ وقت از ایران بیرون نرود اما برای اینکه کار پیش برود و کارت بگیرد برای پژوهش و تحقیق و اطلا عات و آمار را تکمیل کند و در سایت بگذارد تا شناخته شود. استادی مقاله می نویسد و شناخته شده نیست. برای این که تبادل اطلا عات به نفع آن هاست شاخص سازی کردند، همه بحث این است که برای ارتقای علم باید شاخص سازی تعریف  کنیم و امتیاز های متفاوت بدهیم.
اگر امروز کسی مقاله ای نوشت که در رابطه با مطلق علمی بوده یک امتیاز دهیم و اگر کسی مقاله ای نوشت که به شکل گیری نظام اقتصادی جامعه کمک کرده باشد، 10 امتیاز دهیم زیرا این مقاله عامل توسعه اقتصادی در جامعه شده است. آن ها فرهنگ خود را اصلا ح نکرده اند بلکه آن ها با نظام ارتباط علمی حوزه علوم انسانی به تدریج این ذهن را مال خود کرده اند.
باید نسلی را تربیت کینم که در هر جای کره زمین تنفس می کنند برای وطن و آرمان اسلا می کار کنند اما متاسفانه این نسل را به این گونه تربیت نکرده ایم و جای خالی این نسل احساس می شود.
پژوهش در اجرای موفق طرح ها و ایده ها چه نقشی دارد؟
ما با درک این معانی باید تلا ش کنیم که نسل جوان را شناسایی کنیم و بیاوریم در حوزه هنری استان ها و با آن هاارتباط برقرار کنیم و به  این نقش  باروحیه پژوهشی برسیم یعنی مرتبا به آن ها القا کنیم که وقتی می آیند فیلم می سازند قبل از ساخت فیلم مطالعه کنند.
هنوز این سوال وارد عرصه هنر کشور نشده است. بسیاری از سریال هایی که می بینم در کنار آثار مثبت، آثار منفی هم دارد. هر سریال برای گروه های مختلف به دلیل ظرفیت های سنی آثار مثبت ومنفی دارد.
در حوزه هنری تلا ش کرده ایم روحیه تحقیقاتی را القا کنیم.
در بسیاری از دستگاه ها نهاد پژوهشگر یک نهاد لوکس تشریفاتی بوده است، به همین دلیل سرپرست پژوهشگاه در جلسات حضور ندارد.
تصمیمات روزمره ربطی به پژوهش ندارد. در حالیکه مدیران باید اشتباهات خود را اعتراف کنند که مدیران دیگر آن اشتباهات را تکرار نکنند.
در واقع روحیه پژوهشی  را سعی کرده ام نظارت داشته باشم تا خلق کنم.
یک اثر هنری وقتی فاخر و قابل قبول است که حامل پیام باشد و توانسته  باشد به مخاطب منتقل کند و تاثیر بگذارد و این پیام با مبانی علمی انطباق داشته باشد.
این ملا حظات را  در جسم و روح و روان و فرهنگ  درک نکرده ایم.
به عنوان مثال در مدارس مربی می خواهد ظرف مدت زمان یک ماه دانشآموز را مومن و متدین کند. این عملی نمی شود.
واقعیت این است که نسخه نویسی عمومی در فرهنگ داریم و نسخه ای را برای عموم جامعه در نظر  می گیریم که کار اشتباه و غیرمعقولا نه است.
<!--[if !supportLineBreakNewLine]-->
<!--[endif]-->

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : فرهنگ

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظرشما دررابطه با این وبلاگ چیست ؟





نویسندگان